المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

378

التنبيه والإشراف ( فارسي )

پس از آن بروزگار راضى دو نوبت با سپاه سوى كوفه و ناحيهء واسط راند كه ضمن آن جنگ مهم و قابل ذكرى رخ نداد . پس از آن همچنان در احساى بحرين ببود تا بروز دوشنبه هفدهم ماه رمضان سال سيصد و سى و دوم درگذشت . در اين وقت سى و هشت سال داشت زيرا مولدش در ماه رمضان سال دويست و نود و چهارم بود . وقتى بسال سيصدم پدرش ابو سعيد جنابى كشته شد وى شش سال داشت و سپاه نه سال ببود تا در ماه رمضان سيصد و دهم ابو طاهر آن را بدست گرفت . مسعودى گويد : و ما شرح اين جنگها را در كتابهاى سابق خويش آورده‌ايم با اخبار ابو طاهر كه در اثناى آن رخ داد و اخبار قرمطيان بقلى اطراف كوفه كه بسال سيصد و شانزدهم بر آنجا استيلا يافتند و اينكه چرا بقلى نام يافتند كه اين يك نام دينى بود . و سران ايشان را كه مسعود بن حريث و عيسى بن موسى خواهرزادهء عبدان بن ربيط ملقب بقرمط و معروف به ابن ابى سيد و ابن اعمى و ابو الذر و جوهرى و غيره بودند . و اينكه غالبشان از بنى ذهل و بنى رفاعه بودند و جنگى كه در ناحيهء طفوف و جنبلا و تل فخار با بنى بن نفيس كردند و او را شكست دادند و اردوگاهش را تصرف كردند و جنگ هارون بن غريب الخال و صافى غلام نصر قشورى با آنها و كسانى كه كشته شدند يا اسير شدند و بقليانى كه هنگام بازگشت سليمان بن حسن از هيت به بحرين به دو پيوستند و در سپاه وى بنام بيشه‌اى ها معروف بودند زيرا غالبشان در بيشه‌ها و نيزارهاى كوفه بسر ميبردند ، با اخبار غلام ملقب بذكرى كه از ابناى ملوك عجم و از ديار اصفهان بود و بسال سيصد و شانزدهم پيش قرمطيان رفت و ابو - طاهر بسال سيصد و نوزدهم كار را بدست او سپرد و بر او همسخن شدند و رسمها و ترتيب ها كه براى آنها مقرر كرد و شوهر خواهر ابو طاهر ، حفص بن زرقان را كه